مهد کودک
سلام دخترم. امروز اومدم ٢تا خبر دست اول بهت بدم.(البته اولیش خیلی داغ نیست واسه همین اول دومیشومیگم
دیرووووز اولین روزی بود که رفتی مهد کودک
.راستش یه مدتی بود واقعا اذیت میشدی،ازصبح تا شب توخونه تنها بودی و حسابی حوصله ات سرمیرفت
اینجوری هم خودت اذیت میشدی هم مامانی رو اذیت میکردی
دیروز با دوتا خاله ات (البته خاله های سببیت!!!)تصمیم گرفتیم امتحانی ببریمت مهد تا ببینیم اذیت نمیشی ... خلاصه بردیمت ؛ بعدکه برگشتیم به خاله مینات تومهد تماس گرفتم دیدم به به سرگرم بازی هستی و یادی هم از ما نمیکنی!!! بعدشم که اومدی تایه ساعت گریه میکردی که منو ببر
.
خیلی خوشحالم که از رفتن به مهد راضی هستی.شنبه میرم رسمی ثبت نامت میکنم و از اونجاچند تاعکس میگیرم برای وبلاگت.
حالاااااا خبراول! تقریبا یه ماهه که ازاومدن یه نی نی باخبرشدیم،که باعث خوشحالی هممون شده.
انشالله به سلامتی دنیا بیاد.


مهد کودک
